تبليغاتX
همسفر حق - استاد ایلیا رام الله
همراه استاد ایلیا م رام الله

" جریان تعالیم حق "

از آغاز زندگی در زمین ، انسان با چند مساله ی اساسی  و سوال حیاتی مواجه بود. این سوالات خود یکی از عوامل اصلی کشف ها و احتراعات و به وجود آمدن بسیاری از تمدن ها شد. برخی از این سوالات  که کماکان بشر با آن مواجه است این گونه بود  و هست .

کجا هستم ؟  اینجا کجاست ؟ و از کجا آمده ام ؟

اگر انسان بر پاسخ به این سوالات آگاه نشود ، دچار نوعی گیجی و سرگردانی  و به دنبال آن بیهودگی و بطالت در زندگی خواهد شد.

وقتی از خواب بیدار می شوید ،  خود به خود ( و به سرعت ) این روند را طی می کنید. یعنی باید به یاد آورید که اینجا که درآن  خوابیده بودید ، کجاست ؟ کی خوابیدید ؟ در  کجا به خواب رفتید ؟ اگر در مکانی که شب در آنجا نخوابیده اید ، صبح بیدار شوید ، چه اتفاقی می افتد ؟  مثلا به جای خانه خودتان ،  که در آن خوابیده  بودید ، در بیابانی بیدار شوید.    اگر ندانید که کی خوابیده اید  و کجا خوابیده اید  ، قطعا این به هم خوردن  تعادل زمانی و مکانی ،  زندگیان را مختل  و راکد می کند.   می توانید این را امتجان کنید.  به عبارتی دیگران بر روی شما امتحان  کنند.   سرگردانی و گیجی  را تجربه  خواهید کرد.

 بشر در مقطعی بسیار بزرگتر  با این مسئله مواجه است.  در جایی بوده و  یکدفعه  از جایی دیگر  سر بر آورده است    تازه  این مکان جدید را هم به خوبی نمی شناسد.   نمی داند که  کی آمده ، چرا آمده  و از کجا آمده ،   بنابراین  در طول زندگی دچار نوعی پریشانی ، سردرگمی و آشفتگی می شود  ...

و دیگر مسائل اساسی برای انسان  چنین بوده و هست :

من کیستم ؟  این ، چه زمانی است ؟  باید به کجا بروم ؟  چگونه باید بروم ؟  اکنون ،  چکار  باید بکنم ؟  در  هر زمان چه کاری باید انجام دهم  تا به هدف نهایی خویش نایل شوم ؟  هر کاری را چگونه ( به بهترین شکل ممکن ) انجام دهم ؟ ( ...)

بشر برای پاسخ به هرکدام از این سوالات به تلاشی چند هزار ساله  دست زده  لیکن  هنوز  نیز در امتداد آن تلاش ، کاملا موفق نشده .   علوم و تمدن  های ظاهری و باطنی  در راستای این سوالات متولد شده و رشد کردند.   در حال حاضر ،   این مسائل به نسبتهای مختلف  برای عامه ی بشر ،  لاینحل  مانده است .  برای پاسخگویی به آن  دوراه  در پیش است :  حرکت در امتداد همان تلاش جمعی چند هزار ساله  ، که  از اسن طریق دیگر زمان و فضای کافی  را برای بهره گیری در اختیار نخواهد داشت.  در این راه  او باید به بسیاری از  علوم ، روش ها ، قواعد  و قوانین جهان بیرونی و علوم ظاهری آگاهی یابد   تا نهایتا بتواند  به نسبتی  ،  سوالات حیاتی خویش را ،  شاید که پاسخ بدهد .   بهره گیری کافی از زندگی با این روش به عمری مانند نوح   و همتی چون همه ی کاشفان  و هنرمندان بزرگ نیاز دارد.

راه دیگر ، فراگیری عاوم باطنی  و روش های اسرار آمیز است.  معلمین اسرار  در طول تاریخ از این طریق بدنبال  حل مسائل  بنیادی انسان بودند.  علم تفسیر تغییرات و معنی کردن علائم و نشانه های درونی  و بیرونی ، هنرهای انرژی زایی و روشن بینی ( ...)

فراگیری هر کدام از این رشته های علوم ماورایی  نیز  به زمانی طولانی و انرژی بسیار بالایی نیازمند است.  بنابراین ، یادگیری شیوه های اسرار آمیز  هم پاسخگو  و عملی نخواهد بود.

تنها راه عملی  و کامل انسان  برای پاسخگویی  به این سوالات  و ارضاء  این خواسته ها  و تمایلات باطنی ، همانا تبعیت  از جریان هدایت الهی است  که کلیه اسرار الهی و تعالیم  حق  را  در خود دارد .   تسلیم در برابر روح خدا ،  که خود  ، معلم   و تعلیم دهنده ی اسرار هستی  و زندگی است.   در پیروی از جریان حقیقت ،  فرد هر کاری را در زمان خودش  و به بهترین وجه ممکن به انجام می رساند .  او از نوعی جریان  شعور الهی تغذیه می کند  ، بنابراین باطنآ آگاه است که از کجا آمده  و به کجا می رود و چه کار باید بکند.  او برای بهره مندی  از چنین  فیض عظیمی و دستیابی  به این فتح بزرگ ،  نیاز به تمرینات  و مجاهدات  طولانی  و تحقیقات و تفکرات چند هزار ساله  ندارد.    او در همان مکان  و در همان زمانی که هست ، از جریان  الهی تعذیه کرده و  آنرا دریافت می کند.  و این هنر  زندگی متعالی است .

از کتاب جریان هدایت الهی استاد پیمان فتاحی ( استاد فتاح )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 15:34  توسط همسفر حق  |