|
|
|
|
|
خدا را طوری بخوانیدکه انتظار پاسخش را داشته باشید و خداوند ، خواننده ی خود را حتی پیش از خوانده شدن ، پاسخ می دهد . اما از راه های خودش و با روش های خودش نه صرفا آنطور که شما تصور می کنید. او با علائم و تغییرات ، با اتفاقات ، با احساسات و اندیشه ها ، با بخشش ها و گرفتن ها ( و ...) پاسخ می دهد ... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 16:6 توسط همسفر حق
|
|
||
|
|
|
|
|
" جریان تعالیم حق " از آغاز زندگی در زمین ، انسان با چند مساله ی اساسی و سوال حیاتی مواجه بود. این سوالات خود یکی از عوامل اصلی کشف ها و احتراعات و به وجود آمدن بسیاری از تمدن ها شد. برخی از این سوالات که کماکان بشر با آن مواجه است این گونه بود و هست . کجا هستم ؟ اینجا کجاست ؟ و از کجا آمده ام ؟ اگر انسان بر پاسخ به این سوالات آگاه نشود ، دچار نوعی گیجی و سرگردانی و به دنبال آن بیهودگی و بطالت در زندگی خواهد شد. وقتی از خواب بیدار می شوید ، خود به خود ( و به سرعت ) این روند را طی می کنید. یعنی باید به یاد آورید که اینجا که درآن خوابیده بودید ، کجاست ؟ کی خوابیدید ؟ در کجا به خواب رفتید ؟ اگر در مکانی که شب در آنجا نخوابیده اید ، صبح بیدار شوید ، چه اتفاقی می افتد ؟ مثلا به جای خانه خودتان ، که در آن خوابیده بودید ، در بیابانی بیدار شوید. اگر ندانید که کی خوابیده اید و کجا خوابیده اید ، قطعا این به هم خوردن تعادل زمانی و مکانی ، زندگیان را مختل و راکد می کند. می توانید این را امتجان کنید. به عبارتی دیگران بر روی شما امتحان کنند. سرگردانی و گیجی را تجربه خواهید کرد. بشر در مقطعی بسیار بزرگتر با این مسئله مواجه است. در جایی بوده و یکدفعه از جایی دیگر سر بر آورده است تازه این مکان جدید را هم به خوبی نمی شناسد. نمی داند که کی آمده ، چرا آمده و از کجا آمده ، بنابراین در طول زندگی دچار نوعی پریشانی ، سردرگمی و آشفتگی می شود ... و دیگر مسائل اساسی برای انسان چنین بوده و هست : من کیستم ؟ این ، چه زمانی است ؟ باید به کجا بروم ؟ چگونه باید بروم ؟ اکنون ، چکار باید بکنم ؟ در هر زمان چه کاری باید انجام دهم تا به هدف نهایی خویش نایل شوم ؟ هر کاری را چگونه ( به بهترین شکل ممکن ) انجام دهم ؟ ( ...) بشر برای پاسخ به هرکدام از این سوالات به تلاشی چند هزار ساله دست زده لیکن هنوز نیز در امتداد آن تلاش ، کاملا موفق نشده . علوم و تمدن های ظاهری و باطنی در راستای این سوالات متولد شده و رشد کردند. در حال حاضر ، این مسائل به نسبتهای مختلف برای عامه ی بشر ، لاینحل مانده است . برای پاسخگویی به آن دوراه در پیش است : حرکت در امتداد همان تلاش جمعی چند هزار ساله ، که از اسن طریق دیگر زمان و فضای کافی را برای بهره گیری در اختیار نخواهد داشت. در این راه او باید به بسیاری از علوم ، روش ها ، قواعد و قوانین جهان بیرونی و علوم ظاهری آگاهی یابد تا نهایتا بتواند به نسبتی ، سوالات حیاتی خویش را ، شاید که پاسخ بدهد . بهره گیری کافی از زندگی با این روش به عمری مانند نوح و همتی چون همه ی کاشفان و هنرمندان بزرگ نیاز دارد. راه دیگر ، فراگیری عاوم باطنی و روش های اسرار آمیز است. معلمین اسرار در طول تاریخ از این طریق بدنبال حل مسائل بنیادی انسان بودند. علم تفسیر تغییرات و معنی کردن علائم و نشانه های درونی و بیرونی ، هنرهای انرژی زایی و روشن بینی ( ...) فراگیری هر کدام از این رشته های علوم ماورایی نیز به زمانی طولانی و انرژی بسیار بالایی نیازمند است. بنابراین ، یادگیری شیوه های اسرار آمیز هم پاسخگو و عملی نخواهد بود. تنها راه عملی و کامل انسان برای پاسخگویی به این سوالات و ارضاء این خواسته ها و تمایلات باطنی ، همانا تبعیت از جریان هدایت الهی است که کلیه اسرار الهی و تعالیم حق را در خود دارد . تسلیم در برابر روح خدا ، که خود ، معلم و تعلیم دهنده ی اسرار هستی و زندگی است. در پیروی از جریان حقیقت ، فرد هر کاری را در زمان خودش و به بهترین وجه ممکن به انجام می رساند . او از نوعی جریان شعور الهی تغذیه می کند ، بنابراین باطنآ آگاه است که از کجا آمده و به کجا می رود و چه کار باید بکند. او برای بهره مندی از چنین فیض عظیمی و دستیابی به این فتح بزرگ ، نیاز به تمرینات و مجاهدات طولانی و تحقیقات و تفکرات چند هزار ساله ندارد. او در همان مکان و در همان زمانی که هست ، از جریان الهی تعذیه کرده و آنرا دریافت می کند. و این هنر زندگی متعالی است . از کتاب جریان هدایت الهی استاد پیمان فتاحی ( استاد فتاح ) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 15:34 توسط همسفر حق
|
|
||
|
|
|
|
|
همه ي آن چيزي كه هستيم و آنچه هست ، خداوند در اختيارمان قرار داده و امانت ها و نعمت هاي خداوند است . بايد همه ي اينها را كوچك ترين و جزئي ترين چيزي كه خداوند به ما داده، به خودش، به خالق هستي بخشمان بازگردانيم. اين بازگشت به خداوند است. بايد همه ي هستي مان، همه ي زندگي و اجزاي وجودمان را به سوي او همسو و يك جهت كنيم. همه چيز را به خداوند آميخته كنيم. به " عشق و توجه او " همه ي زندگي و همه ي وجودمان بايد از عشق و حضور الهي پر شود. همه ي فضاها و همه ي امكانات زندگيمان مي بايست " در اختيار او " قرار گيرد. اين پيوند اراده ي انساني به اراده ي الهي است. بايد فرهنگمان، اقتصادمان، ساستمان، مذهبمان، آموزشمان، رفتارمان، خواسته هايمان، روابط مان، قلب و ذهنمان، چشم و گوشمان، دست و پايمان، جزء جزء وجودمان و سلول هايمان از حضور الهي و عشق به او پر شود. اين است راه زندگي متعالي ، حركت متعالي و سرانجام ، رستگاري و خوشبختي.
( بر گرفته از سخنراني ايليا «ميم» (پيمان فتاحي)) ------ « خواست درست و صادقانه، يك دعاست» با دعاى خالصانه خود را در وضعيت روحى باز و پذيرايى قرار مىدهيد و به يك گيرنده خوب تبديل مىشويد. موج راديوى دلتان را تنظيم مىكنيد. دعا كردن يك نوع تنظيم كردن امواج است. زمانى كه ارتعاشات قلب خود را از طريق دعا تنظيم مىنماييد، گويى بر تمام اسرار كيهانى دست مىيابيد. هر چه كه برايش دعا مىكنيد به دست مىآوريد. براى صلح و آرامش دعا كنيد. راديوى خود را بر روى موج ايستگاه صلح و آرامش تنظيم كنيد. براى زيبايى دعا كنيد. موج راديوى خود را بر روى ايستگاه زيبايى تنظيم كنيد. آن چيزى كه از طريق دعا به دست مىآيد به مراتب بيشتر از حدّ تصور و رؤيا است. ما نيرويى را كه در دعا نهفته است نمىشناسيم. مگر اينطور نيست كه مىگوييم: "هر چه را كه بخواهيد به دست خواهيد آورد."(خواستن توانستن است) اين واقعاً يك حقيقت است. هر چه را كه خالصانه بخواهيم به دست خواهيم آورد. خواست واقعى، خواست صميمانه و خواست صادقانه، همان دعا است. با يك دعاى صميمانه، امواج دل خود را در مسير نيل به محضر مقدّس خداوند تنظيم مىكنيد. ------ «دروغگويي روش انسانهاي ترسو و بزدل است. فرومايگان سعي ميكنند با دروغ از موانع عبور كنند و همين به پليدي آنها منجر ميشود و موجب سقوط آنها ميگردد. هنر آنست كه تو بدون دروغ و براساس راستي به حل مسائلات بپردازي».
(استاد ايليا «ميم» (پيمان فتاحي) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 14:39 توسط همسفر حق
|
|
||